
چه میداند کسی؟
در دل چه دارم.
غمم,شوقم,شرارم,گله دارم.
چه می داند کسی؟
شاید تو دانی.
که هر شب با خیالم تا صبح مانی.
چه می داند کسی؟
من هم بیادت شبانگاهان چشم بر هم گذارم.
چه می داند کسی؟
شاید در انروز که دزدانه بهم چشم دوختیم دلم حرف دگر داشت
اما نگاهم در انتظار حرف دلت بود
که پای حرف تو ماند و نلغزید
چه می داند کسی؟
شاید شبی هم به یادم اهی از دل برکشیدی
چه می داند کسی؟
شاید دلت را از این دنیا بستی و پرکشیدی...
|